چهارشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۴

خواب دیدم یه مرد به سرم شلیک کرد...گلوله توی جمجمم گیر کرد...افتادم زمین ولی نمردم توی سرم یه حفره خالی بود موهام خیس و داغ شده بود....اما همه آدمهای دورو برم به زندگی روزمره خودشون مشغول بودن هیچ کس کوچکترین اهمیتی به من نمیداد...منم از یه زاویه کج همه را نگاه میکردم...از خواب پریدم به سرم دست کشیدم سالم بود ولی میدونی اون حفرهه هنوز سر جای خودشه

2 Comments:

Anonymous ناشناس said...

یا اون مرده بودم که بهت شلیک کرده . یا اون مرمی گلوله یا سربش و یا شایدم اون مردمی که بی تفاوت می رفتند . یکیشون من بودم بالاخره . خودت نمی دونی چند وقتیه توی خوابات میام .

دی ۲۹, ۱۳۸۴ ۱:۰۱ ب.ظ.  
Anonymous ناشناس said...

آقا من کلی اینجا نظر دادم ثبت نشده
برو بابا با این کامنت دونیت
:(

دی ۳۰, ۱۳۸۴ ۶:۵۷ ق.ظ.  

ارسال یک نظر

<< Home