تا حالا شده به شغلهلی مختلف فکر کنی و خودتو جای اون آدمها توی اون شرایط قرار بدی؟؟ فکر کن فروشنده یه بوفه کوچیکی توی یه سینما خیلی پرت و قدیمی...زندگیت خلاصه میشه توی تنفسهای بین پخش یه فیلم یا یه تآتر دسته چندم...نمیخوام چیز دیگه ای را تصور کنی فقط چند دقیقه خودتو بگذار جای اون آدم...همین
پنجشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۵
Links
Previous Posts
- بودم همیشه و در هر لحظه...صدایی میشنوم..شاید شکست ...
- با یه نگاه به پشت سرت...یه نگاهه خیلی کوچولو یه وا...
- زمین گذاشتن باری که سالهاست داری حملش میکنی سخت تر...
- گیجی..منگی..تغییر..تغییر..تغییر.......یه نگاه! تنه...
- تمامی آنچه ازیک فرد بشری باقی میماند گوگردی استکه...
- مرد:ساکتیزن:ساکت؟نه!حرفی ندارممرد:سکوت همیشه علامت...
- آرام آرام تحلیل رفتن...آرزویی کن_آرزویی بزرگشخص او...
- صد بار نوشتن و پاک کردن ...پاک کردن تمام نوشته ها....
- تا حالا شده به شغلهلی مختلف فکر کنی و خودتو جای او...
- به اینجا که رسیدیراهنماهایت را رها کناینجا شرق است...
