حقيقت هميشه در جاهايی عجيب کشف می شود.در نوشگاهی، مستی آنچه را حقيقت می دانست، جار می زد. مست ديگری جواب داد:«اعتقاد برحقيقت مقدم است.» ليوان آبجو را بالا گرفت و ادامه داد«اعتقاد دارم که اگر اين ليوان را ول کنم، می شکند.برای دانستن حقيقت بايد آن را رها کنم.»حقيقت آشکار شد، هر چند بارگردان دلخور شد.

1 Comments:
حقیقت در پنجاه و پنج کلمه .
گاهی به طرز عجیبی ذوق زده ام می کنی . دخترک غیر منتظره .
ارسال یک نظر
<< Home