هر شب
قهرمانان قصه هايم از کتابهايم بيرون می آيند
و در اطرافم پرسه ميزنند
پيش از آنکه به خواب روم
يکی از آنان را بر می گزينم
و تا سپيده دم،با او می رقصم
هر شب، با يکی از قهرمانانم به تو خيانت ميکنم
سپس بر سینه او از فراقت
میگریم...
قهرمانان قصه هايم از کتابهايم بيرون می آيند
و در اطرافم پرسه ميزنند
پيش از آنکه به خواب روم
يکی از آنان را بر می گزينم
و تا سپيده دم،با او می رقصم
هر شب، با يکی از قهرمانانم به تو خيانت ميکنم
سپس بر سینه او از فراقت
میگریم...
